"مدير الكترونيك؛ يک الزام"
چكيده
فناوري اطلاعات و بهخصوص اينترنت، فضاي کسب و کار و بازار محصولات و خدمات را دگرگون ساخته است. بنابراين بسياري از سازمانها و شرکتها براي اينکه بتوانند در محيط رقابتي جهاني فعاليت کنند، به استفاده از ابزارها و روشهاي الکترونيک از جمله کسب و کار الکترونيک روي آورده اند. آنچه در اين بين اغلب فراموش مي شود مديريت موثر فعاليتهاي الکترونيکي است. مديريت الکترونيک مجموعه فرآيندهايي است که موفقيت کسب و کار الکترونيک را تضمين خواهد کرد.
مقدمه
طبق نظر بسياري از اقتصاددانان، متخصصان و آينده نگرها در سالهاي اخير انقلابي مشابه انقلاب صنعتي به وقوع پيوسته كه جهان را وارد ” عصر اطلاعات“ ساخته و بسياري از جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حيات بشر را دستخوش تحولي عميق نموده است. يكي از ابعاد اين تحول، تغييرات عميقي است كه در فناوري اطلاعات به وجود آمده است(مومني، 1381). چشمانداز جهان با بهره گيري فناوري اطلاعات بسيار متفاوت اززندگي امروز ماست. فرزنداني كه درقرن آينده متولد خواهند شد شهروندان جامعه اطلاعاتي ناميده مي شوند؛ جامعه اي كه درآن زندگي اقتصادي و اجتماعي افراد جامعه شديدا تحت تاثير فناوري اطلاعات وارتباطات است و در محيط كار، منزل و هنگام تفريح با زندگي مردم عجين شده است.كيفيت زندگي انسانها تحت تاثير زيرساختهاي ارتباطي با ظرفيت بالا و پر سرعت در تمام جهان براي انتقال نوشته ها، صدا، اسناد، تصاوير، طرحها و ... دائما ارتقا مي يابد و اطلاعات افراد را در تمام ابعاد تحت تاثير خود قرار مي دهد (ساموئلسون و واريان، 2002).
اصطلاحاتي همچون تجارت الكترونيكي، دولت الكترونيكي، آموزش الكترونيكي، جامعه الكترونيكي و... به گوش عموم مردم آشنا هستند و چنين به نظر مي رسد که فناوري اطلاعات يكي از ابزارهايي است كه با جذب و بهكارگيري صحيح، دقيق و سريع آن مي توان در عرصه پر رقابت امروز پيروز شد. در عصر فناوري اطلاعات، سازمانها به سازمانهاي الکترونيک تبديل شده اند وكاركنان خارج از فضاهاي فيزيکي به فعاليت مشغولند. علاوه بر اين تغييرات فناوري و نيروي بي حد و مرز اينترنت باعث شده است که مشتريان بيش از گذشته به سازمان نزديک شوند. به گفته يکي از مديران مايکروسافت" هر زمان احساس شکست کرديد از مشتريان خود سئوال کنيد و از همکاري و مساعدت آنها در پيشبرد اهداف سازمان کمک بگيريد." با اين اوصاف محيط جديد فرصتي تازه براي عملي كردن مهارتهاي مديريتي است. اما سئوال اين است که كليد موفقيت چيست؟(برک،2004)